تبليغاتX
welcom to your weblog

welcom to your weblog

هنری (سینما) دوستداران سینما

عکس هایی از بهرام رادان

سلللللاااااااااممممممممم  ببخشید دیر آپ کردم

به در خواست دوست گلم سپیده جون عکس هایی از بهرام رادان را گذاشتم.

 

چهار انگشتي!بهرام رادان        www.iranianactors.blogfa.com

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:38  توسط الناز پریا نازنین   | 

توفیق اجباری

ارزشگذاری::

......................................................

کارگردان:  محمدحسین لطیفی

بازيگران: محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران کوثری، نیوشا ضیغمی

......................................................

ديگر عوامل:

فیلمنامه: پیمان عباسی
تهیه کننده: سیدکمال طباطبایی
مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت
طراح صحنه و لباس: محسن نوروزی
طراح گریم: محسن بابایی
صدابردار: سیامک نیازی
عکس: احمد احمدی

......................................................

خلاصه داستان: یکی از بازیگران سینما پس از جدا شدن از همسرش درصدد ازدواج مجدد است ...

......................................................

يادداشت: « توفیق اجباری » که مضمونی طنز دارد، پس از فیلم های « سرعت » (1374)، « عینک دودی » (1378)، « دختر ایرونی » (1381)، « خوابگاه دختران » (1382)، « روز سوم » (1385) ششمین ساخته سینمایی لطیفی در مقام کارگردان است. لطیفی مجموعه های تلویزیونی « همسایه ها »، « سفر سبز »، « وفا » و « صاحبدلان » را هم در کارنامه دارد.

......................................................

سال ساخت: 1386

سال اکران: 1386 - (16 آبان)

سينماهاي نمايش دهنده: مرکزی، صحرا، آستارا، فلسطین، اریکه ایرانیان، پایتخت، ملت، پیروزی، سپیده، گلریز، جمهوری و فردوسی

فروش: 202 ميليون تومان

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:23  توسط الناز پریا نازنین  

اکران فیلم جدید به نام ( تلافی )

کارگردان: سعید اسدی

تهیه کننده: یدالله شهیدی

نویسنده: عباس شير محمدي

عکاس:علی نیک رفتار

بازيگران: حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي، سيروس گرجستاني، مهدي اميني خواه، كيانوش گرامي، علي كاظمي، محمد شيري،

خلاصه داستان: زوج جواني كه به اسرار جديدي در مورد همديگر پي برده و در پي تلافي بر مي‌آيند.

یادداشت: سعيد اسدي امسال فيلم پرمخاطب «ميهمان» را در اکران داشت.

 

  برداشتن عکس ها با ذکر منبع مانعی ندارد

 

            

 

 

 

سلام امیدوارم از آپ این دفعه خوشتون اومده باشه جاداره از هستی عزیزم و مرجان گل غذر خواهی کنم.واقعا ببخشید چون من سیدی نصب فتو شاپ مو گم کردم من حتما ۵ شنبه هفته بعد براتون عکس های حامد کمیلی رو میذارم پس طرفدارای حامد کمیلی منتظر باشن چون عکس هایی از پشت صحنه ی اغما و حامد کمیلی رو آپ میکنم پس منتظر باشید.

            .....................................................................................................................

                                                          پسران آجری

«پسران آجری» مجید قاری زاده که در اکران ویژه عید فطر جای گرفت توانسته است در رتبه سوم این اکران قرار بگیرد و در حال حاضر «کلاغ پر» پیشتاز است.دیدن تصاویری از این فیلم شما را با حال و هوای فیلم نزدیک می کند.

در این فیلم پوریا پورسرخ،فرزادفرزین،بهنوش طباطبایی،تیرداد کیانی،مارال فرجاد،امید زندگانی و ابولفضل پورعرب

سینماهای نمایش دهنده:فلسطین،آستارا،اریکه ایرانیان،کانون،مرکزی،ملت،گلریز،جوان2،تهران،کارون،شاهد،کانون قدس،جی،دهکده،شهرقشنگ،پیام

فرهنگسراها:خانواده،پردیس تماشا و موزه سینما

برای دیدن بقیه عکس های پشت صنه و خود فیام به ادامه مطلب مراجه کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 21:33  توسط الناز پریا نازنین  

درباره مجموعه اغما

شبکه یک در ماه رمضان به "اغماء" می‌رود

اَِِِِِِِِ   اغما

آیا تا به حال پیش آمده زیر تیغ دکتر پنچه‌طلا بروید؟ پنجه‌طلا کسی نیست جز دکتر طه پژوهان که سیروس مقدم این روزها مشغول به تصویر کشیدن زندگی او برای ماه رمضان شبکه یک سیماست.

بقیش در ادامه مطلب همراه با عکس هایی از سریال برداشت مطالب و عکس ها بت ذکر منبع مانعی ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 23:24  توسط الناز پریا نازنین  

عکس های سفارشی نویسنده الناز مدیر وبلاگ

سلام امروز عکس هایی به سفارش یه دوست عزیز براتون میذارم میدونم

طراحی من به پای شادی گلم(پوستر هنرمندان) نمی رسه ولی خوب

 همینشم قبول کنین دیگه...........راستی عکس اگر نیومد کلیک راست شو پیکچر رو بزنین

من تو هر آپم یه عکس سفارشی میذارم      این لینک زیر ماله مین جانگوم است .   

   http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=minjangom.656.gif&public_view=1

                اینم آدرس عکس برید و نگاه کنین و نظر بدید

                                

                                                                   

 

 

       

                  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 17:12  توسط الناز پریا نازنین  

عکس هایی از اشکان خطیبی نویسنده الناز مدیر وبلاگ

سلام امروز به در خواست لیلا جون عکس هایی از اشکان خطیبی گذاشتم.

راستی ماه مبارک رمضان را به همه مسلمانان تبریک می گویم.

و هم چنین امروز سینمای ایران ۱۰۷ ساله شد.

و تولد بنیامین بهادری و حسام نواب صفوی را تبریک می گوبم. هم چنین تولد فرزاد حسنی و مادر عزیزم و دوست خوبم فریا رو  هم تبریک میگم.

بقیه عکسارو تو ادامه مطلب ببینید.

Image and video hosting by TinyPic

بقیش تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:25  توسط الناز پریا نازنین  

عکس های باریگران

بقیه تو ادامه مطلب نظر یادتون نره هاااااااااااااااا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:17  توسط الناز پریا نازنین  

ترانه علیدوستی در «تردید» همبازی بهرام رادان می شود

«تردید» نام فیلمی است که فیلمنامه آن را کریم مسیحی نوشته است و یک روایت امروزی از هملت است در این فیلم حضور ترانه علیدوستی,بهرام رادان,بیتافرهی قطعی شده است پیش تولید این فیلم چند هفته ای است که آغاز شده است.

لازم به ذکر است این دومین همکاری بهرام رادان با ترانه علیدوستی بعد از کنعان است.

بنابر این گزارش محل های فیلمبرداری فیلم هم مشخص شده است که بیشتر در یک سینما و کاخ متروکه فیلم برداری می شود

..........................................................................................................................................

 

                                              اکران آینده

نویسنده و کارگردان: داریوش مهرجوی

بازيگران: رويا تيموريان ، بهرام رادان ، گلشيفته فراهاني ، مسعود رايگان

سایر عومل:
تهیه كننده: داریوش مهرجویی، فرامرز فرازمند
مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری
موسیقی متن: اردلان كامكار
مجری طرح و عكاس: محمدرضا شریفی نیا
طراح چهره پردازی: پرستو معینی

خلاصه داستان: فيلم درباره يك نوازنده سنتور است كه مواد مخدر زندگي اش را متحول كرده است

يادداشت :«سنتوری» كه پیش از این «علی سنتوری»نام داشت پس از « مهمان مامان » (1382) جدیدترین ساخته داریوش مهرجویی در مقام كارگردان است.

 ..............................................................................................................

کارگردان: مسعود اطیابی                          مصائب دوشیزه

 

نویسنده: احمد رفيع‌زاده

تهیه کننده: سيد غلامرضا موسوي

بازيگران: بهنوش طباطبايي، مهدي پاكدل ،پوريا پورسرخ ،بهزاد فراهاني،جمشيد شاه‌محمدي ،فهيمه رحيمي‌نيا ،مهسا كرامتي

سایر عومل:
مدیر فیلم‌برداری: حسن كريمي
صدابردار: عباس رستگارپور
طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور
موسیقی: ناصر چشم‌آذر
تدوین: حسن ايوبي

خلاصه داستان: ژانت دختر مسيحي در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفكرات او با پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي او را به مسيري تازه‌ای مي‌كشاند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 19:33  توسط الناز پریا نازنین  

پیروزی تیم ملی بسکتبال

پیروزی تیم ملی بسکتبال را به همه بسکتبال دوستان هم چنین به خودم(الناز) تبریک میگویم

 

بقیش تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 17:32  توسط الناز پریا نازنین   | 

عکس هایی از زندی و کاظمیان


 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 22:27  توسط الناز پریا نازنین   | 

حمید عسگری

بیوگرافی و چند تا عکس از حمید عسگری ببینید

 

حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:49  توسط الناز پریا نازنین   | 

توفیق اجباری در حال اکران

با بازي متفاوت باران كوثري و محمدرضا گلزار؛      


123 - IMG5QP391UB6G.jpg لطيفي، تا پايان تير "توفيق اجباري" دارد 
  فيلمبرداري تازه ترين فيلم بلند سينمايي محمدحسين لطيفي با نام توفيق اجباري، تا پايان تيرماه به پايان مي رسد.

 


 به گزارش خبرگزاري فارس، بيش از 85 درصد از فيلمبرداري توفيق اجباري انجام شده و تا پايان تير فيلمبرداري اين فيلم به پايان خواهد رسيد.
 بنا بر اين گزارش، تاكنون علاوه بر فيلمبرداري سكانسهاي خياباني، فيلمبرداري در لوكيشن عمده فيلم
(خانه شخصيت محمدرضا گلزار در فيلم) انجام شده است.
 محمدرضا گلزار ، رضا عطاران ، باران كوثري ، بهاره رهنما ، نيوشا ضيغمي ، مجيد ياسر ، ليلا عباسي و نعيمه نظام دوست از جمله بازيگران توفيق اجباري هستند.
 «توفيق اجباري» داستان بازيگري با نام رضا گلزار است كه از همسر خود جدا شده است. رضا و همسرش يكديگر را دوست دارند اما برخي ارتباطات رضا باعث نارضايتي همسرش از او مي شود .از ديگر عوامل اصلي فيلم مي توان به كارگردان: محمدحسين لطيفي ، مديرفيلمبرداري: محمدرضا سكوت ، صدابردار: سيامك نيازي ، طراحي صحنه و لباس: محسن نوروزي ، طراح چهره‌پردازي: محسن بابايي ، مدير توليد: مجيد ياسر و تهيه كننده: سيد كمال طباطبايي اشاره كرد. 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 21:32  توسط الناز پریا نازنین   | 

سلااااااام پیروزی تیم ایران در برابر تیم ازبکستان را به همه فوتبال دوستان تبریک می گوییم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:23  توسط الناز پریا نازنین   | 

در 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه

5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.

 اين آخرين برنامه شب شيشه اي است.

 ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران، محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.

 عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم.

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي

سوال نظر سنجي

- در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟

 1- شام آخر

 2- بوتيك

 3- گل يخ

 4- آتش بس

- محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟

 بله لطفاً اين كار را بكنيد.

- بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.

 اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا یشان بلند شدند )ترسيدين؟......

- با خودم گفتم چرا حالا یکدفعه بلند شد.

- بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟

 من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد .

 - اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟

 بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد.

- نظر شخصي من نه.

 اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم .

- الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .

 فيلم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم.

 - اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟

 ببینید فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستینگ خوب ، همه نشان می دهند كه در آن باید اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است.

- يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ی كه پختگي دارد .

 معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري می گویند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله .

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي

- من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟

 اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست .

- يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟

 براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است .

- حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردی من لازم می دونم که به این نکته اشاره کنم که محمد حسین لطیفی آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا، بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟

 من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فیلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان .

- من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟

 فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زیادی فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟

- من فکر می کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .

 شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود.

- چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن .

- می خوای از پشت صحنه این فیلم بخشهایی رو ببینیم.بعد شما صحبت کنید.

 پخش پشت صحنه فیلم

 در مورد آن سكانس باید بگویم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم .

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي

 -  3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟

 هامون را خيلي دوست دارم كار آقاي مهر جويي، سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس .

 - شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه این مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟

 اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم .

 - يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .

 درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست .

 - همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟

 خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه.

 - اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند .

 - در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.

 متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود.

 - شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوی است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟

 به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود .

 - شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟

 يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نیش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است.

- اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟

 چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است .

 - در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟

 خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما این کار را انجام می دهیم .

 - راستی پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟

 پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است .

 - شما چند تا برادر خواهريد ؟

 مگه دیشب نگفتید که وارد حریم خصوصی نشید؟

- اون در مورد خودم بود

 اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستیم و یک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم .

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي

 - هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟

  خير

- بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟

 در انتها جواب ميدهم.

 - بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟

 در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد .

 - من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.

 من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم.

 - نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟

 به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است .

 - يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش بخشهایی از مسابقات جهانی وزنه برداری وبلند کردن وزنه توسط حسین رضا زاده

 من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند .

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي

 - اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟

 اعتقاد قلبي من .ببینیدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد .

 - شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟

 براي شما عجيب است ؟

- نه عجيب نيست.

 من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم. اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کسانی زیادی هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند.

- موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟

 براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام .

 - کجا تمرین میکنی با اون صدای زیادی که داره

 به هر صورت هدفن ....../

- چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد.

 1- رضا عطاران: خوش طبع و با مزه

 2- محمد رضا فروتن: ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم .

 3- امين حيايي: آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميمیتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند.

 4- پوريا پور سرخ: عزيزی كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند .

 5- استاد عزت الله انتظامي: عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها .

 6- استاد جمشيد مشايخي: ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم .

 7- پرويز پرستويي: من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است.

 8- ايرج قادري :من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام. جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.

 در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد.

 - آن نكته كليدي چه بود.؟

 من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و می دونم که الان دارند برنامه رو می بینند دستشان را مي بوسم.

- خوب بریم سراغ نظر سنجی که آمار قابل توجهی هم بدست اومده

-412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند.

 1. 12% گفتند شام آخر.

 2. 12% گفتند بوتيك

 3. 6% در صد گفتند گل يخ

 4. 69% گفتند آتش بس.

- يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.

  4

 - 0912348، دو رقم آخر 16 ، ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي.

 - می تونی خدا حافظی کنی

- خدا نگهدار وممنونم از شم

محمدرضا گلزار در شب شيشه اي ا

- من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمی برم تشكر ميكنم. از همراهی شما بینندگان محترم نیز تشکر می کنم.

- منو رها كن از اين فكر تنهايي برای آخرین بار وخدانگهدار.  

برگفته شده از برنامه تلوزيوني شب شيشه اي . پخش از شبکه پنج تهران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 14:46  توسط الناز پریا نازنین   | 

رضا گلزار

در 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه 5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.اين آخرين برنامه شب شيشه اي است .ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران ،محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.  عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم. سوال نظر سنجي - در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟ 1- شام آخر 2- بوتيك 3- گل يخ 4- آتش بس - محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟  بله لطفاً اين كار را بكنيد. - بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.  اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا یشان بلند شدند )ترسيدين؟...... - با خودم گفتم چرا حالا یکدفعه بلند شد. - بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟  من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد . - اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟  بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد. - نظر شخصي من نه.  اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم . - الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .  فيم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم. - اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟  ببینید فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستینگ خوب ، همه نشان می دهند كه در آن باید اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است. - يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ی كه پختگي دارد .  معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري می گویند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله . - من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟  اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست . - يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟  براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است . - حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردی من لازم می دونم که به این نکته اشاره کنم که محمد حسین لطیفی آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟  من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فیلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان . - من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟  فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زیادی فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟ - من فکر می کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .  شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود. - چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن . - می خوای از پشت صحنه این فیلم بخشهایی رو ببینیم.بعد شما صحبت کنید. پخش پشت صحنه فیلم  در مورد آن سكانس باید بگویم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم . - 3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟  هامون را خيلي دوست دارم كارآقاي مهر جويي سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس . - شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه این مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟  اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم . - يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .  درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست . - همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟  خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه. - اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند . - در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.  متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود. - شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوی است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟  به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود . - شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟  يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نیش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است . - اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟  چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است . - در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟  خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما این کار را انجام می دهیم . - راستی پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟  پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است . - شما چند تا برادر خواهريد ؟  مگه دیشب نگفتید که وارد حریم خصوصی نشید؟ - اون در مورد خودم بود  اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستیم و یک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم . - هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟  خير - بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟  در انتها جواب ميدهم. - بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟  در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد . - من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.  من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم. - نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟  به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است . - يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش بخشهایی از مسابقات جهانی وزنه برداری وبلند کردن وزنه توسط حسین رضا زاده  من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند . - اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟  اعتقاد قلبي من .ببینیدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد . - شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟  براي شما عجيب است ؟ - نه عجيب نيست.  من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم .اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کسانی زیادی هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند. - موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟  براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام . - کجا تمرین میکنی با اون صدای زیادی که داره  به هر صورت هدفن ....../ - چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد. 1- رضا عطاران:خوش طبع و با مزه 2- محمد رضا فروتن:ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم . 3- امين حيايي:آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميمیتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند. 4- پوريا پور سرخ:عزيزی كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند . 5- استاد عزت الله انتظامي :عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها . 6- استاد جمشيد مشايخي:ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم . 7- پرويز پرستويي:من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است. 8- ايرج قادري :من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام. جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.  در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد. - آن نكته كليدي چه بود.؟  من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و می دونم که الان دارند برنامه رو می بینند دستشان را مي بوسم. - خوب بریم سراغ نظر سنجی که آمار قابل توجهی هم بدست اومده -412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند. 1. 12% گفتند شام آخر. 2. 12% گفتند بوتيك 3. 6% در صد گفتند گل يخ 4. 69% گفتند آتش بس. - يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.  4 - 0912348.دو رقم آخر. 16 ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي. - می تونی خدا حافظی کنی - خدا نگهدار وممنونم از شما - من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمی برم تشكر ميكنم. از همراهی شما بینندگان محترم نیز تشکر می کنم. - منو رها كن از اين فكر تنهايي برای آخرین بار وخدانگهدار.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 6:30  توسط الناز پریا نازنین   | 

» پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي : محمدرضا گلزار يکي از بازيگران محبوب من است 

خانمها آقايان سلام شب شيشه اي شما بخير.

 مهمان امشب ما متولد ماه تير 1356 است جواني علاقه مند و پر استعداد در زمينه بازيگري از كشفهاي كارگردان سينما و تلويزيون ايران محمد حسين لطيفي است با اينكه سريالهايي كه از او ديديم زياد نبوده ولي با اين حال جايگاه ويژه اي را در ميان مخاطبان به خود اختصاص داد او كارش را در سينما با كانديداتوري در جشنواره فجر آغاز كرد و نويد بخش يك ظهور جديد در تلوزيون و سينما بود .پوريا پور سرخ سلام شب بخير به شب شيشه اي ما خوش آمدي .

پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي

 من هم سلام عرض ميكنم خدومت شما و بينندگان خوب برنامه شما.

سوال نظر سنجي

نقش آفريني پوريا پور سرخ را در كدام يكي از موارد زير دوست داشتيد ؟

1- وفا 2- صاحبدلان

 شما پنجمين نفري هستيد كه به من قبل از برنامه گفتيد كه به من گفتند به اين برنامه نرو يا اگر رفتي حسابي روي رشيد پور را كم كن.چرا اينگونه است؟

اولاً دليلش را نميدانم و ميدانستم كه اين صحبت من را وسط برنامه ميگوييد . من مدت طولاني جايي مصاحبه اي نداشتم و از يك سكوت نهايت استفاده را بردم .من مدتی بود که رفته بودم خارج از کشور.

 شما در امارات براي كار شخصي رفته بوديد يا براي فيلمبرداري ؟

يك كار شخصي بود .

 پوريا من از چند نفر شنيده بودم كه تو ميليونها تومان پول خرج كرده بودي كه مدت خيلي زيادي عكست روي جلد مجله ها باشد و مصاحبه هاي زيادي از تو چاپ بكنند .

 فكر ميكنيد واقعاً منطقي است اين را من هم شنيده بودم خيلي صادقانه بگويم كه من قبل از اين كه بيايم در اين حرفه اين حرفها را ميشنيدم مثلاً در مورد فلان بازيگر جوان . مثلاً ميگفتند فلاني هنوز فيلمش پخش نشده چطور همه ي مجلات دارند باهاش صحبت ميكنند طبيعي است من اولين نفري نيستم كه در موردم اين حرفها زده ميشود نمي دانم من حتي يك براورد كوچك هم نميتوانم بكنم كه مثلاً قيمت چاپ يك مصاحبه كوچك چقدر است.بعد از وفا مجلات اين لطف را داشتند كه عكس و مصاحبه هايي از من چاپ ميكردند اگر قرار بود همچين اتفاقي بيافتد من ترجيح مي دادم كه مصاحبه ها را عوض بكنم و بگويم كه اكثر عكسهايي كه از من چاپ ميشد عكسهاي تكراري بود .و مصاحبه ها هم كه ديگر بد تر .من منكر يك سري اشتباهات نميشوم. من در فاصله اي كه من را نميشناختند تا اين كه وفا گل كرد يك آدم بي تجربه كه وارد يك محيط خاص ميشود كه هيچ اطلاعات خاصي از آن ندارد من اشتباهات زيادي در آن مقطع داشتم كه از مهمترين آنها دوستاني بود كه من در آن زمان انتخاب كردم .يك مجله ي تقريباً دولتي بود كه براي من يك پرينت مصاحبه اي فرستاد و از من دعوت كرد و مصاحبه هاي من را نيامد روتوش كند و دو باره بنويسد و براي من هم احترام زيادي قائل بودند .و الان هم از دوستان من هستند و خيلي جوانان فعال و پيگيري هستند .شما در نظر بگيريد اين همه مجله حدود 50 يا 60 تامجله اگر اين همه را من ميخواستم پول بدم خوب ميرفتم يك فيلم مي ساختم كه لا اقل يك چيزي برگردد من فكر ميكنم براي هر شماره اش بين 4يا 5ميليون هزينه برميدارد.مطمئن باشيد اين هم جزء بقيه شايعات است كمتر مجله اي پيدا ميشود كه روي جلد آن كه ويترين آن است عكس آن را با كسي پر بكنند كه برگشت نداشته باشد.

پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي

 يك مجله اي روي جلد آن زده بود كه هيلدا اسم دختر پوريا پورسرخ من خريدم كه ببينم كه كي بچه دار شده ای؟.

 پس ببينيد خيلي بي منطق است كه من بگويم بياييد عكس من را با اين عنوان روي مجله چاپ كنيد .

 آقاي پور سرخ چقدر صداي شما شبيه محمد رضا فروتن است تعمدي است يا تصادفي ؟

 تعمدي يا تصادفي آن را به شعور مخاطب خودم واگذار ميكنم مثلاً من سكانسي داشتم در سريال وفا كه اين اتفاق افتاد سكانسي بود كه در يك راهرو ي باريك كه نور پردازي دقيقي داشت كه بچه ها يادشان است .كه حتي من اگر وزنم را از روي پاهايم جابجا ميكردم همكان داشت كه من از نور خارج بشوم در يك راهروي باريك هفت تير كشيده بود ژوبين كه ميخواست برود انتقام وفا را بگيرد كه بايد به عربي به پليسها ميگفت كه خرچنگ اين كار را كرده و من فهميدم كه جريانم به چه صورت بوده است . كه داشتم گريه ميكردم و سعي ميكردم كه تمام كارهاي من طبيعي باشد . كه گريه بود و عصبي بود و تمام حس هاي ديگري كه ژوبين بايد انتقال ميداد .در آن لحظه حالا من اين را اگر با صداي آلن دلون بگويم يا با صداي فروتن يا خودم . البته يك چيز در مورد محمد رضا فروتن بگويم كه يك ردپا در سينماي ايران به جا گذاشت به نظر من بازيگر فوق العاده اي هستند و بسيار آدم با شخصيتي هستند .

 من احساس كردم كه تعمد بود كه مي خواستي ريتم صدايت را عوض بكني .

 من از اين حرفها زياد شنيدم آن موقع و استاداني كه به من آموزش مي داند گفتند كه بي توجه باش چون هر كاري بكني هم نقد خوب است هم نقد بد من يك چيز را صادقانه ميگويم من ميتوانستم نقشهاي مشابه وفا را خيلي تكرار بكنم ولي من رفتم نقش 5،4فيلم آقاي لطيفي را بازي كردم .

 اين ارادت به آقاي لطيفي بود يا فكر مي كردي كه مي شود نقش 5،4 را هم خوب بازي كرد

 البته كه ايشان بسيار دوست داشتني هستند .و بسيار محترم ولي صادقانه بگويم كه من خيلي ازان نقش ترسيدم يك خاطره بگويم كه من يك سكانسي بود كه بايد حسين محجوب را به زور از خانه بيرون ميكردم براي من خيلي سخت بود واقعاً نمي توانستم آقاي محجوب بسيار انسان دوست داشتني هستند به خودم اين اجازه را نميتونستم بدهم حتي براي شاهين كه من از آقاي لطيفي خواهش كردم كه آقاي لطيفي كمي به من كمك كنيد و اين كار را كردند و كادر را براي منو باز كردند و گشتند تا من را پيدا بكنند چون من يك گوشه از آن حياط بزرگي كه در آن كار ميكرديم خلوت كرده بودم .

اين جواب سوال من نبود؟

 هر دو بود فيلمنامه آقاي طالب زاده به نظر من فوق العاده فيلمنامه بي نظيري بود و آقاي لطيفي هم كار كردن با ايشان افتخار است .

 آقاي لطيفي شما را بار اول در فرار بزرگ معرفي كرد و در وفا به اين نتيجه رسيد كه پوريا پور سرخ در نقشهاي ملو درام به خاطر تيپي كه دارد بهتر مي تواند بدرخشد با اينكه گفتيد كه من ديگر علا قه ندارم وفا را تكرار بكنم من روز سوم را در جشنواره ديدم اين فيلم خيلي دور از سريال وفا و آن حالت ملو درام نيست و كانديدا هم ميشوي بنا براين فكر نمبكني كه توانايي تودر نقشهاي ملو درام است ؟

 من فرمايش شما را مي پذيرم با وجود اينكه مخالف هستم . ميپذيرم به عنوان كسي كه كه صاحب نظر است عرضي كه من دارم اين است كه مطمئناً هر كدام از ما يك سري نقشها را بهتر انجام ميدهيم بله چون من هم درونم نزديك است به اين شخصيتها شايد بهتر بشناسم .من آدم احساساتي زود رنج هستم و سعي ميكنم كه به كسي بدي نكنم .به نظر من وفا و روز سوم خيلي وجه مشترك آنها كم است در اين عشق به خواهر است ولي آن كسي كه براي ازدواج در نظر گرفتي . من در اين فيلم سعي كردم از بدنم استفاده بكنم در روز سوم خاطرتان است كه من قرار بود ازيك ديواري بپرم من ميتوانستم از دستم استفاده بكنم ولي سعي كردم كه پا بزنم و بپرم.و يك مقدار قدرت بدني رضا را به رخ بكشم .

پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي

 ولي ميگويند به خاطر همين احساساتي بود بود كه شما از نگرفتن سيمرغ نا راحت شديد يا از لحاظ حرفه اي فكر ميكردي كه حقت است كه سيمرغ را بگيري ؟

 كساني كه كم لطفي ميكنند و فكر ميكنند كه من از نگرفتن سيمرغ نا راحت شده ام كساني هستند كه نا را حت بودند از كانديد شدن من .

 مگر دشمن شما هستند ؟

 دشمن نه ولي متأسفانه قواعد رقابت خيلي سالم نيست يك روز مانده بود كه جايزه ها اعلام بشود به من گفتند كه دوست داري كه چه كسي جايزه بگيرد ، من گفتم براي من يك چيز خيلي مهم است اينكه در كنار بزرگواري مثل خسرو شكيبايي و پيشكسوتهايي مثل مسعود رايگان .و سعيد پور صميمي و استعدادي مثل بهرام رادان قرار گرفتم .

يعني وجداناً صرف كانديداتوري تو را به آن چيزي را كه ميخواهي رساند ؟

 من صادقانه دوست نداشتم كه بگيرم چون گرفتنش يك سري فشار هايي روي آدم وارد ميكند.

 به هر حال تو بازيگر خوبي هستي ولي شايد براي كساني كه عمري را در سينما سپري كرده اند سخت است كه يك جواني بيايد 2تا سريال بازي بكند بعد بيايد با يك فيلم كانديدا بشود بعد بگويد كه سيمرغ را هم بدهيد به من .

 من در خانواده ام از بچه گي يك چيز را ياد گرفته ام هر كس زود تر از من يك كاري را شروع كرده وظيفه من اين است كه به آن احترام بگذارم من سعي كردم براي همه اين احترام را قائل باشم و من فكر ميكنم كه تاكسي نيست كه هر كه زودتر رسيد حقش باشد كه جايزه بگيرد من براي روز سوم زحمت كشيدم بي انصافي است كه زحمت همديگر را زير سوال ببريم .

 زير سوال بردن 100% زشت است ولي انتظار حتمي سيمرغ هم به همان اندازه زشت است.

 من شك ندارم كه كسي كه اين حرف را زده كساني بودند كه از كانديدا شدن من ناراحت شده اند.من قسم ميخورم همانقدر كه براي خودم خوشحال شدم براي حامد هم خوشحال شدم.اين حرفه بدن سازي نيست كه ما هر چقدر هيكلمان بزرگتر باشد معلوم است كه ما ادم بزرگتري هستيم.يك نفر مثل حامد بهداد همه ميدانيم كه بازيگر بي نظيري است حامد اينقدر به من سر يك پلان كمك كرد كه وقتي نوبت به خودش رسيد توپوق زد .اين هم بگويم در مورد سوال شما كه من يك برد هم كردم كه كسي نكرد من در يك مدت كوتاه كسي كه عاشقانه بازي و خودش را دوست دارم مثل علي نصيريان الان ميداند كه اگر بهش بگويند پوريا پور سرخ كي است .به نظر من نه كانديد شدن بي ارزش است و نه سيورغ گرفتن يك چيز بي ارزش است كه ما به خاطر آن تمام ارزشها را برديم زير سوال و به خيلي از بزرگتر ها بي احترامي كرديم .

پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي

 پوريا جان امين تارخ در برنامه ما گفت كه پوريا پور سرخ در نمك خورد و نمكدان شكست من براي پوريا پور سرخ 3 ماه زحمت كشيدم ولي او تكذيب ميكند كه شاگرد من بوده در كلاس بازيگري .

 اول اينكه من از همين جا به آقاي تارخ يك سلام دوست داشتني و پر انرژي ميكنم ايشان را من خيلي دوست دارم ايشان استاد بسيار خوبي است ايشان اينقدر بزرگ است و اينقدر بازيگر خوب تحويل اين جامعه دادند كه با اين كار من اتفاقي نمي افتد اما متأسفانه آقاي تارخ دچار سوء تفاهم شده اند براي دليل ماه نامه تخصصي كه اي كاش براي خودشان هم بفرستم شايد تنها ماه نامه تخصصي بود كه من باهاش در آن مدت صحبت كردم .من اولين اسمي كه آوردم آقاي تارخ بود و من هيچ ابايي ندارم كه بگويم چه كسي استاد من بوده است من براي پيشكسوتها فوق العاده احترام قائل هستم و حتي كساني كه يك روز زودتر از من آمدند كه من مستقيم و غير مستقيم خودم را به گونه اي شاگرد آنها ميدانم آقاي تارخ خيلي براي من زحمت كشيد و يكي از افتخارات زندگي من اين است كه آقاي پرويز پرستويي نه تنها براي من بلكه براي تمام بازيگران ايران مثل يك خورشيد مي مانند حتي اگر اينقدر من پوريا پور سرخ اينقدر كوچك باشد كه مواقعي اشتباه بكنم هرجوري بچرخم دقيقاً خورشيد است و براي بقيه.من ديدم كه ايشان انرژي به من ميدهند ومن تا آخر عمر سپاسگذار ايشان هستم .و من يك استادي داشتم به نام حبيب رضايي چون اختلاف سني ايشان با من فوق العاده كم است ولي ايشان خارق العاده است و من افتخار ميكنم كه شاگرد اين افراد بودم من آقاي تارخ را خيلي دوست دارم و براي من خيلي قابل احترام هستند ولي يك گلگي كوچك از ايشان دارم آقاي تارخ من از طريق يكي از دوستان همكار نزديك كه به من گفت كه پوريا آقاي تارخ همچين گلگي دارند از شما.من زنگ زدم و صادقانه گفتم كه واقعاً اينطوري نيست اين حرفهاي خاله زنكي كه ميگويند كجا بوده و من كجا اين حرف را زده ام من اولين اسمي را كه به عنوان استادم آوردم شما بوديد و من فكر كردم كه قضيه حل شد .شايد من خيلي قصور كردم در آن موقع به من گفتند كه باشد قضيه حل شده .

 شما در فيلم اقاي حسين لطيفي بازي كردي و آقاي لطيفي هم عموماً بازيگرانش را با خودش در پروژهاي مختلف ميبرد چرا در توفيق اجباري محمد رضا گلزار را جايگزين تو كرد ؟

 البته من خيلي خوشحالم كه محمد رضا گلزار را جايگريم من كرد چون به عقيده من يكي از خوش قلب ترين و بهترين و خيلي دل صافي دارد و الكي نيست كه اينقدر موفق است كه 2بار در اين چند سال اخير ركورد فروش را جا بجا كرده است مثل آتش بس كه در يك مقطع پر فروش ترين فيلم سينما بود و من بازي ايشان را خيلي دوست دارم و بيشتر از بازي اش من از خودش خوشم مي آيد .

 بازي محمد رضا گلزار را كجا پسنديده ايد ؟

 من در بوتيك بازي ايشان را خيلي دوست داشتم و كما و آتش بس را اگر يك بازيگر ديگر بازي ميكرد اينقدر شيرين ميشد .

 پس بازيگر محبوب شما است ؟

 يكي از بازيگران محبوب من است كه نه تنها جلوي دوربين ايشان را بلكه پشت دوربين ايشان را نيز خيلي دوست مي دارم.

 چطور شد كه جايگزين تو شد ؟

 اصلاً جايگزين من نشد من آقاي لطيفي را از وقتي كه دورادور ميشناختم تا اينكه جلوي دوربين ايشان رفتم در فرار بزرگ كه نقش نسبتاً كوتاه بود 2 سال و نيم ميگذشت دختر ايراني و خوابگاه دختران در آن مقطع ساخته شد فرار بزرگ يك نقش كوچك و يك آزمون ورودي بود براي من و من سعي كردم در زمان به اندازه خودم خودم را ببرم جلو و وقتي كه توفيق اجباري نوشتند بهترين شخص به نظر خودشان و من به عنوان يك دوست كوچولو گلزار بود.و من دوست داشتم كه ايشان با آقاي لطيفي كار بكنند چون نوع بازي گرفتن آقاي لطيفي را مي دانم و چون ايشان دست بازيگر را باز ميگذارد گلزار در اين نوع فيلمها خيلي خوب ميتواند بازي كند.به هر حال دو بار فروش را جابجا كرده است.

 يعني پوريا پور سرخ آنقدر اين موقعيت را براي خودش نميداند كه بتواند فروش را جابجا كند ؟

 اينگونه حساب نميكنم كه اگر گلزار بازيگر موفقي است پس بايد من بازيگر نا موفقي باشم .

 يك نمره از 0تا 20به خودتان بدهيد؟

 اگر در مورد اخلاق باشد من به خودم 5/18ميدهم.

 اخلاق حرفه اي چطور؟

 اين را صادقانه مي گويم كه اين را هنوز وارد نيستم .

 پوريا يك فيلمي ازت ديدم دوست دارم كه 2 دقيقه در اين مورد براي من صحبت بكني فكر ميكنم در آبادان بود كه شما در پشت تيريبون ايستاده بودي و خيلي با احساس داشتي صحبت ميكردي در اين مورد براي ما صحبت ميكني؟

 من كه اصلاً از آنهايي هستم كه در خيابان بچه كوچولو ميبينم غش و ضعف ميرن چون بچه ها خيلي بي منت انرژي ميدهند به آدم يك كاري دارد در آنجا صورت ميگيرد كه ايينقدر آدمهاي بزرگي دارند اين كار را انجام ميدهند كه نوع آن حركت ،حركت قشنگي بود بچه هاي مناطق نسبتاً محروم را جمع ميكنند و براي آنها فيلمهاي جشنواره را نشان ميدهند من كه يك عضو كوچك بودم وقتي مثلاً پرويز پرستويي به آنجا مي آيد و خسرو شكيبايي به آنجا مي آيد من خيلي خوشحال شدم رفتم آنجا.

 حست نسبت به بچه هاي خرمشهر با ويژگي خرمشهري بودن چي بود ؟

 ما از قديم گفتيم كه جنوبي ها خيلي آدمهاي خون گرمي هستند و خرمشهري ها هم همينطور آنها خيلي ضربه خوردند در جنگ و هنوز كه هنوزه ما يك فيلم جنگي با شرايط سخت ساخته ايم من اينجا از محسن نوروزي تشكر ميكنم دوران ان موقع را بازسازي ميكرد و شهر را تبديل به يك خرابه ميكرد ولي آن مردم اينقدر به ما لطف داشتند و اينقدر به ما انرژي ميدادند بعضاً لاستيكي سوزانده ميشد يا صداي انفجار باعث ميشد شيشه اي بشكند اينقدر با مهرباني با ما رفتار ميكردند كه من اصلاً انتظار نداشتم اتفاقاً آقاي رجبي معمار هم آنجا تشريف داشتند خيلي آدمهاي موجهي بودند و يك انرژي زيبايي بين مردم رد و بدل ميشد .البته روي يك موضوعي گارد داشتند كه ميگفتند لهجه ها خيلي خوب نبوده است چون اكثر لهجه هاي آباداني و خرمشهري را آنها دوست داشتند .

پوريا پورسرخ در برنامه ي شب شيشه ايي

 آقاي پور سرخ من چندتا اسم به شما ميگويم شما نظرتان را بفرماييد؟

1. بهرام رادان : بازيگر با استعداد و موفق كه من از زحمتهايي ايشان خيلي استفاده كردم .

2. محمد رضا فروتن : خيلي دوستش دارم خيلي بازيگر خوب و يك انسان دوست داشتني است و از همينجا هم تسليت مي گويم فوت مادر محترمشان را و روي ماهش را مي بوسم .

3. محمد رضا گلزار: خيلي دوستش دارم و خيلي پسر محترمي است و مطمئناً آن تاثيري كه از خانواده اش گرفته است كاملاً نمايان است خانواده ي خيلي محترمي دارد .

4. هانيه توسلي : در وفا با ايشان هم بازي بودم همین

5. باران كوثري : ايشان با جرأت مي گويم يكي از بهترين هم بازي هاي من بوده است .

6. حامد بهداد:معدن انرژي و من فكر ميكنم كه تنها نقشي را كه بازي كند و خراب ميكند نقش آدم حسود است .

7. محمد حسين لطيفي : هرچه دارم واقعاً از ايشان است و اعتماد ی كه به من كرد و اگر خوب بود واقعاً زحمت ايشان و بقيه بچه هابود و اگر بد بود سعي ميكنم در چند سال آينده از اين فرصت استفاده بكنم .

8. ابراهيم حاتمي كيا : آژانس شيشه اي ايشان فكر ميكنم كه از آن فيلمهايي است كه من هميشه ميتوانم ببينم .بي نظير بود.

9. مريلا زارعي : دنياي هركس اندازه وسعت فكر ايشان است ايشان بسيار انسان با هوشي هستند و اي كاش كه كمي منطقي تر برخورد بكنند من فوق العاده از حضور ايشان در برنامه شما لذت بردم دوستشان دارم فيلمهايشان را ديده ام و خواهم ديد .

 من فكر ميكنم شما بيش از اندازه در اين برنامه مثبت حرف زديد .تعمدي بود ؟

 پوريا پور سرخ هم آدم مهرباني است و هم دوست داشتني.چون افتخار من اين است كه هيچ وقت هيچ كس را اذيت نميكنم .

 می خوای نتیجه نطر سنجی رو اعلام کنم

124304 نفر در نظر سنجي شركت كرده اند.

1. 36/64% به وفا رأي داده اند .

2. 64/35% هم به صاحبدلان رأي داده اند .

يك عدد بفرماييد از يك تا 124000.

 118250

 912248. دو رقم آخر16برنده يك سكه تمام بهار آزادي شدند

 خوب می تونی خداحافظی کنی

 از اینکه منو دعوت کردید و فرصتی دادید که بیام و برخی از سو ء تفاهم هایی که ایجاد شد بود رو بر طرف کنم خیلی ممنونم

 من هم تشکر میکنم از جوابهایی که به سوالات دادین منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگهدار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:12  توسط الناز پریا نازنین   | 

بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي



رضا رشید پور:مهمان برنامه: آقای بهرام رادان _ بازیگرسینما -خانمها آقایان ،دخترها پسرها سلام شب بخیر خوشحال هستیم که در یک شب اردیبهشتی دیگر در خدمت شما هستیم. -بنا به قولی که به شما داده بودم امشب یکی از بهترین جوانان سینمای ایران مهمان شب شیشه ای است،کسی است که روند رو به رشدی در سینمای ایران به سرعت طی کرد،بازی در فیلم «شورعشق» اتفاقاً اولین فیلمی بودکه زرشک زرین هم گرفت که تا به حال فقط یک دوره زرشک زرین اعطاء کردند که در آن موقع خیلی هم عصبانی شدند که این چه کاری است،او یکبار در سازمان ملی جوانان به عنوان جوان برتر هم انتخاب شد، آقای بهرام رادان سلام شب بخیر.

بهرام رادان : من هم سلام میکنم و شب بخیر میگویم خدمت شما و بینندگان عزیز .

نظر سنجی امشب -کدام مورد تاثیر بیشتری در موفقیت آقای رادان در بازیگری داشت؟ 1-دانش بازیگری 2-فیزیک مناسب 3-شانس حرفه ای 4-هر سه مورد -

آقای رادان زمانی که برای اولین بار در جلوی دوربین سینماظاهر شدید فکر میکردید که کم کم روبروی بزرگان دوربین ایران قرار بگیرید،یا ورود به سینما برای شما تفنن و تجربه ای متفاوت بود ؟

بهرام رادان:من بارها گفتم که تفریح بود،اینقدر تفریح که بیشتر مثل یک شوخی بود،یکسری که دور هم جمع شدیم و رفتیم کلاس بازیگری وحتی خجالت می کشیدیم که بگوییم مامی رویم کلاس بازیگری،میگفتیم میریم کلاس کامپیوتر، و زمانی هم که انتخاب شدم من 3،2 هفته بیشتر کلاس نرفته بودم و بعد از پشت شیشه های کلاس 3،2 نفر آمدند و باهم صحبت کردند و ما هم مشغول بازیگری بودیم ولی آنها صدای مارا نمی شنیدند و بعد من را به همدیگر نشان دادند و بعد از کلاس آمدند جلو یک آدرسی به من دادند و من هم به آن آدرس رفتم،که تا مدتها بعد هم تا2 شب قبل از فیلمبرداری من نمیدانستم که نقش چندم هستم فقط فکر میکردم که باید یک حضوری در این فیلم داشته باشم سناریو «شور عشق »را به من دادند و من هم خواندم و بعد نقشی را که به من گفتند من دیدم که این نقش در سناریو چقدر زیاد است بعد فهمیدم که نقش اول است و بدون تمرین یادم است که اولین پلانی که از من گرفتنداولین پلانی است که در فیلم است.



-چقدر هم آن موقع چهره شمامتفاوت تر از الان بود.

بهرام رادان: به دلیل اینکه 8،7 سال می گذرد در آن زمان من 20 سال داشتم و بعد آمدم جلوی دوربین و بازی کردم،نمیدانم انگار یک کار عجیب بود.

-شاید بدون تمرین بودن و 2،3هفته بیشتر سرکلاس نرفتن باعث شد که شور عشق زرشک طلایی بگیرد.

بهرام رادان: در «شور عشق» هیچ وقت به بازیگرانش لطمه ای نخورد،«شور عشق» فیلمی بود که براساس معیارهای ذائقه ی مخاطب ساخته شده بود،ما فیلمهای وحشتناکتر از«شور عشق»خیلی بیشتر داریم ولی کارشناسان فن نشستند فکر کردند که این فیلمی که رفته و رتبه سوم پرفروش ترین فیلم سال را گرفته است که نه بازیگر معروف دارد و نه کارگردان معروف و نه قصه ی مستحکمی دارد چطور است که ما بیاییم به این زرشک زرین بدهیم در حالی که ما فیلمهای دیگری هم داشتم،البته که در آن سال خیلی حرف سر این بود که چون 2،3 تا فیلم بودند که یکی از آنها به دلیل کارگردان معروف و دیگری به خاطر اینکه تهیه کننده پرنفوذی بوده است.چه بسا من موافق زرشک زرین هم بودم کاش زرشک زرین را به بدترین بازیگر میدادند من خودم اولین نفری بودم که دلم

می خواست کاندید بشوم،چون آدم از شکست هایش درس پیروزی میگیرد نه از پیروزی .

-شما چون شکست کم خوردید در سینما الان این حرف را میزنید.

بهرام رادان: نه من اتفاقاً شکست زیاد خوردم. -





در کدام فیلمها شکست خوردید؟

بهرام رادان: «ازدواج صورتی» ،«رز زرد» که خیلی هم فاحش بود،به خاطر اینکه مثلاً وقتی که من رفتم ازدواج صورتی را بازی بکنم از یک جایزه مثل سیمرغ و کارگردانی مثل بهروز افخمی داشتم می آمدم،ببینید من یک سیری را برای خودم گذاشته ام و به بچه هایی که تازه می خواهند بازیگر بشوند همیشه این را می گویم که شما دوره دارید،بازیگرانی که می نشیند تابهروز افخمی، رخشان بنی اعتماد و مسعمود کیمیایی بیایند سراغ آنها اصلاً دیده نمیشوند،من در 6 فیلم اول خودم سعی میکردم کاری بکنم که دیده بشوم یعنی بازی بکنم که در بورس و اکران باشم تا دیده بشوم،تا یکروز بهروز افخمی بیایند به من بگوید که در «گاو خونی» یک ریع آخر فیلم بازی دارید و 75دقیقه قرار است که صحبت بکنید این می شود متفاوت در سینمای ایران بعد بخاطر آن یک ربع به من جایزه می دهند و از طرفی ازدواج صورتی بعد از مسعود کیمیایی و رخشان بنی اعتماد وغیره بازحمت هایی که گروه کشیدند من نمیخواهم که کتمان کنم ،حتماً کارگردان و تهیه کننده زحمت کشید ،کارگردان آن کسی بود که فیلم «دنیا» را کار کرده بود ،من با محمد رضا شریفی نیا یک مسافرتی رفتیم تمام مردم در خارج از کشور ایشان را با فیلم «دنیا» می شناسند و من با همان کارگردان فیلم بعدی ایشان را کار کردم یعنی یک کارگردانی که یک کار موفق کرده بود. من کاری کردم که این فیلم تجاری باشد و یک کاری باشد که موفق باشد ،چون من با بهروز افخمی پاریس بودم برای فیلم «ته دنیا» ،دلیلی که یادم است که من ترغیب شدم که «ازدواج صورتی» را کار کنم این بود که با این جمله ی همیشگی و کلیشه ای که میگویند درست میشود میرویم داخل کار عوض میکنیم که درست که نشد هیچ بدتر هم شد این کار را قبول کردم.من یک اشتباهی که کردم این بود که قرار داد سفید امضایی جلوی من گذاشتند و من مبلغی در آن قرار داد گرفتم،که فکر میکنم اتحادیه تهیه کنندگان بود که یک هفته بعد اطلاعیه ای داد که به تهیه کنندگانی که دست مزد غیر متعارف میدهند تذکر می داد.


بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي




- شما دست مزد بالایی گرفتید برای آن فیلم؟

بهرام رادان: بله برای آن موقع مبلغ بالایی بود شاید برای الان مبلغ نرمالی باشد ولی برای آن زمان بالا بود که وقتی من نوشتم روی کاغذ فکر میکردم الان میگویند نه. -



همین شکستهایی که شما با جسارت می پذیرید باعث شد که الان تئوریسین ها بگویند که بهرام رادان علی رغم تیپ خیلی خوب و بازیگری، قابل قبول بازیگری نیست که به گیشه کمک بکند فیلمهایی که بهرام رادان بازی میکند حکماً قرار نیست در گیشه بفروشد .

بهرام رادان: نه اصلاً اینجوری نبوده است دوره ی دوم بازیگری من . -

منظورتان کجاست؟

بهرام رادان: بازی متفاوت برای بازی کردن در فیلمهای متفاوت -







متفاوت به نظر شما یعنی چه؟

بهرام رادان: نقش متفاوت یعنی که شما از بچه ی کافی شاپ نشین بالا شهری را بازی بکنی تا جوان شیمیایی قطع نخایی و جوان بسیجی مذهبی، میدانید یعنی اینقدر طیفهای مختلف جوان را بازی کردم و هر نقشی را که به سن من می خورده ارائه دادم و هرچه که در توانم بوده،من در شبهای گذشته یک قسمت کوچکی از برنامه شمارا میدیدم که آقای کیانیان البته برای من خیلی موجود دوست داشتنی است که فرمودند ستاره ها بازیگران تک بعدی هستند،من با این حرف ایشان مخالف هستم،البته اگر بشود اسم ما را ستاره گذاشت که اصلاً ما اینطوری نیستیم ،به خاطر اینکه ستاره تعریف دیگری دارد،اگر ما داریم پیروی میکنیم از سینمای دنیا پس تعریف دیگری دارد زیرا آنها یک دست مزدهای نا متعارفی دارند که این به آنها این امنیت را می دهد که همش دنبال خیریه هستند و بروند ورزش بکنند و غیره ولی در مملکت ما همش به بازیگرها می گویند مواظب باش سعی کن شغل دوم داشته باشی چون بابازیگری تامین آنچنانی نداری.

- آقای رادان شما در فرمایشات خود به 3،2 تا نکته اشاره میکنید که خیلی هم خوب است و تعریف از خود هم است . مثلا میگویید که من طیفهای متنوعی را بازی کردم.

بهرام رادان: من تعریف نکردم گفتم که آن کار را بازی کردم حالا خوب یا بد.

- من باشمامی خواهم یک مخالفتی کنم که متفاوت بازی کردن نقشهای متفاوت بازی کردن نیست،چون الان در سینمای مامد شده که بازیگری را متفاوت میدانیم که بیاید نقش یک فلج،گدا یامعتاد و امثال اینها را خوب بازی بکند در حالی که به نظر من یک نقش خیلی عادی را هم میشود متفاوت بازی کرد قرار نیست غالب آن نقش خیلی متفاوت باشد .

بهرام رادان: حرف شما اصلاً ربطی به حرف من نداشت موضوع این است که یک بازیگری تشنه ی این باشد که نقشهای متفاوتی را بازی بکند حالا اینکه آن نقشها را خوب بازی میکند یابد این نظرکارشناسی است اما در گود رقابت این ماجرا میرود که نقشهای متفاوتی را بازی بکند. یک نویسنده فیلمنامه وقتی سناریو ای را مینویسد وقتی نقشی را داشته باشی که مثلاً رضارشید پور بازیگر است و میخواهد متفاوت بازی بکند مثلاً اگر30 سالش باشد این نقش فارغ از این که این نقش از یک بچه گدا تا آن بچه میلیونر بالای شهر میداند که رضا رشید پور کرم این ماجرا را دارد که بیاید هر نقشی را بازی بکند ولی بعضی از بازیگرها هستند که البته دوستان من هستند که میگویند نه ما از این قالب در نمی آییم، یک قالب برای خودشان درست کردند،بازیگرانی هستند که حتی دست به آرایش صورتشان هم نمیزنند تصوری که دارند این است که مخاطب ما، مارا بااین قیافه پذیرفته و دوست دارد.البته این فقط مختص ایران نیست مال همه دنیا است ما در سینمای کلاسیک در آن موقع خیلی مطرح بود.من 19 تا فیلم بازی کردم هرکدام به یک شکل است من خودم حواسم به این موضوع بوده که برای مخاطب یک چهره هم جا نیفتد یعنی اینطور نباشد که این چهره از بهرام جا افتاده پس با این چهره جلو برویم .حتی اگر من هم بخواهم آن چهره را تغییر بدهم تهیه کننده نمیگذارد .







-من تا اینجای فرمایش شما را موافقم ولی میگویم که همین گریم ها و چهره های مختلف دلیل قدرت یک بازیگر نیست .



بهرام رادان: اصلاً کی از قدرت صحبت کرد. -



من میگویم در سیمرغ دادن هایمان و جایزه دادن هایمان به سراغ نقشهایی میرویم که خود آن نقش به لحاظ اجتماعی متفاوت است مثلاً معتاد است فلج یا گدا است برای همین تعریف بد میکنیم از بازیگری پرقدرت .

بهرام رادان: در مورد بازیگری پر قدرت کسی حرف نمیزند. - من میگویم الان بازیگر خوب بازیگری است که بتواند نقشهای خاص را خوب بازی بکند من میگویم اگر یک نقش ساده را هم بتوانی خوب بازی کنی باید دیده بشود و ارزش گذاری بشود .

بهرام رادان: من این حرف شما را قبول دارم اما موضوع این که این نقشها بیشتر دیده میشوند در تمام داوریهای دنیا به این گونه است. مطمئناً وقتی که من میتوانم از اینجا راه بروم تاجایی، یا وقتی که به من نقش یک آدم روی ویلچیر را میدهند من باید خودم را نزدیک کنم به آن آدم روی ویلچیر وقتی که تماشاچی و یک داور نگاه میکند بگوید ببین این آدم سالم است ولی چه خوب نقش یک آدم ویلچیری را بازی میکند .مثلاً کسی مثل امیر قادری همین حرف را میزند که راه رفتن خودش یک بازی کردن است ،ولی بعضی نقشها هستند که آن نقشها جایزه میگیرند .من در زمانی که سر فیلم سنتوری،ساعت یک و نيم نصف شب داشتم قرارداد می نوشتم که رضا شریفی نیا وقت نداشت،خیلی جالب است، با مدیر برنامه ام داشتیم قرارداد مینوشتیم برگشت یک چیزی در مورد فیلم سنتوری به من گفت،گفتند که سنتوری جایزه میگیرد و اگر نگرفت تو نگرفتی چون این نقش جایزه بگیر است .منظور این نبوده که حالا اگر من یا هرکس دیگر اگر بازی میکرد باید این نقش جایزه میگرفت. ولی قابلیتهای دیده شدن را داشته.

بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي



-من شنیده ام که شما خیلی کم آداب دوستیابی و رفاقت رابجامی آوری؟

بهرام رادان: نخیر،من دوستانی دارم که دایره ی خیلی اندکی هستند اما لزوماً این نیست که کم معاشرت میکنم اتفاقاً خیلی زیاد هم معاشرت میکنم بیشتر دوستان من جزء دوستان دبیرستان من هستند.

- من شنیده ام که بین بازیگران سینمای ایران شما رفیق صمیمی ندارید.

بهرام رادان: چرا،خانم گلشیفته فراهانی و همسرش -



آقای بهرام رادان را در روی بیل بردهای خیابانی زیاد میبینیم در حالی که یک جایی دوری از شما خواندم که اصلاً دوست ندارم روی پرده سینما چهره من باشد .

بهرام رادان: این را برای من بگویید آیا برای شما بیلبردهای خیابانی با پرده سینما فرق میکند یاخیر؟

-بله فرق میکند ولی آن بهرام رادان را که در بیلبردها میبینم من را یاد بهرام رادانی میاندازد که در سینما دیدم.شمااز محبوبیت سینمایی می آیید برای تبلیغ کالایی استفاده میکنید حالا دور از این که آن کالا خوب است یانه،مردم چهره شما را می بینند در کنار آن کالا و میگویند چون حالا آقای بهرام رادان این کالا را تبلیغ کرده پس خوب است .

بهرام رادان: این یک کار تجربه شده است در دنیا،بخصوص در مملکت ماکه خدا کند جلوی این کار را نگیرند یک وسیله ای است برای در آمد بیشترشان و فارغ از مسائل مالی میتوانند بشینند فیلمنامه ها را بخوانند و آن نقشهایی را که دوست دارند کار بکنند موقع هایی میشود که مثل الان که اگر مشکل مالی نداشته باشم 2سال هم کار نمیکنم.من یک فکری دارم،من میخواهم یک فیلمهایی بازی بکنم

که بعدها بتوانم جلوی بچه هایم سرم را بالا بگیرم .

-این فیلمها چه فیلمهایی هستند مثلاً «گاوخونی»؟

بهرام رادان: «گاو خونی» خیلی متفاوت است «گاوخونی» برای من یک کلاس صدا بود ،می دانید من چقدر صدایم تغییر کرد بعد از «گاوخونی»؟بخاطر اینکه من تا قبل از بازی در «گاوخونی» خیلی آرام بازی میکردم من در سر «گاوخونی» 3ماه در استودیو بودم اینقدر متن را خوانده بودم که یکبار سر خواندن متن خوابم برد از آن به بعد توانستم که ته جمله هایم را کات بکنم من این ضعف را قبلاً نمی دانستم .سینما تجلی اندیشه ی یک کارگردان است هرچقدر تجلی اندیشه کارگردان باذهن مخاطبی که در سالن نشسته است جلوتر باشد مخاطب بیشتر خوشش می آید از آن فیلم به نظر من استاندارد شاید 20% ماجرا است بقیه اش سلیقه است یعنی اینکه تو که کارگردان هستی چه جوری به زندگی نگاه کردی همانطور به زندگی نگاه کردی که کل مردم نگاه کردند یا همانطور نگاه کردی که خود تو و چند نفر دیگر نگاه کردند برای همین آنقدر استاندارد نیست این فیلمها بارها شده که سناریو را می خوانم بعد می فرستم برای مدیر برنامه ام بعد ایشان میگوید که بهرام این سناریو خوبی است ولی مدتها با هم کشمکش داریم با این که ما 2تا خیلی سلیقه هایمان شبیه به هم است ولی باز بعضی وقتها دچار اختلاف سلیقه میشویم .  یک اثر هنری و یک فیلم سینمایی می تواند سالها بعد از اینکه سازنده اش فوت کرد تازه کشف بشود اینطور نیست که مثلاً این را هنرمند برای آن دوره گفته بوده سلیقه ی فرهنگی که دوره خودش بوده آن را نپذیرفته است .

- من فکر میکنم همچین فیلم خاصی زیاد در سینما نداریم .

بهرام رادان: به خاطر اینکه مخاطبش را نداریم سالنش را نداریم .  من میروم در روی پرده نقره ای سینما فیلمهایی را بازی میکنم که به طبع دوتا شخصیت دارد یکی حقیقی و دیگری حقوقی .شخصیت حقیقی من این است که اینجا نشستم در کل همه ی آدمهای مشهور را میگویم که یکی شخصیت حقیقی آنها است و دیگری شخصیت حقوقی آنها در شخصیت حقوقی خیلی کارها را حق ندارد بکند مثلاً یک بازیگر وقتی سیگار میکشد حق ندارد در خیابان سیگار بکشد به خاطر اینکه مردم میگویند که نگاه کن رشید پور دارد سیگار میکشد آن پسر کوچک از تو یاد میگیرد که سیگار بکشد چون میگوید اگر آن بازیگر دارد میکشد پس حتماً کار خوبی است .ولی حالا آن شخصیت حقیقی در داخل خانه مینواند سیگار بکشد. این شخصیت حقوقی استفاده های متفاوتی برایش است این شخصیت حقوقی همان است که فیلم بازی میکند میرود روی بیل برد و می خواهد یک NGO را ه بیندازد .


بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي


- شما این کار را می خواهید بکنید؟

بهرام رادان: خیر من نمیخواهم این کار را بکنم. الان می توانم اسم ببرم از خودم و گلشیفته فراهانی که پای ثابت هستیم.یک NGO راه بیندازند و هر ماه کار درست انجام بدهند حالا این میتواند پاکسازی محیط زیست باشد،می تواند کمک به بچه های یتیم باشد .جواب سئوال شمااین می شود که ما از این استفاده های زیادی میکنیم مثلاً ما یک فیلمی را بازی میکنیم و اگر مردم دوستمان داشته باشند شرکتهای تجاری دنبال ما می آیند و میگویند که مردم از این آقای ایکس خوششان می آید ما می توانیم این کالایمان را بدهیم بهش که به طبع این ،این کالامان هم دوست داشته باشتد من مسئول این نیستم که آن کالا خوب باشد ولی سعی میکنم که از بین پیشنهاد رسیده بهترین آنهارا انتخاب بکنم،در عین حال از آنطرف هم می رویم در کارهای خیریه کاری که استفاده و نفع مان هم به مردم برسد بخاطر اینکه هر چیزی که یک هنرمند دارد از مردم است .

- من میگویم برای بازیگر شخصیت حقیقی و حقوقی نمیشود تعریف کرد برای اینکه یک بازیگر در سینمای ایران در بین مردم یک محبوبیت خاصی دارد و نمیشود آن را باتمام مردم دنیا مقایسه کرد چون در تمام دنیا مردمشان نسبت به بازیگرهایشان این حس اعتماد ندارند بازیگر را فقط یک بازیگر میداند به خاطر این حس نوستالژیکی دارند.

بهرام رادان: این مردمی که شما میگویید من نمیشناسم .





- شاید شما مثل همان کارگردانها اطراف خودتان را میبینید.

بهرام رادان: نه اصلاً چون من بیشتر از شما در مردم هستم.

- نخیر قبول ندارم شما فکر میکنید که اگر بهرام رادان عکسش کنار تابلویی باشد مردمی که در یک شهرستان دور افتاده ای این تابلو را میبینند این کالا را بخاطر بهرام رادان باور نمیکنند.

بهرام رادان: یکبار باور میکنند بعد دیگر باور نمیکنند.

-خوب همان یکبارکافی است که 400،300هزار تومان پول خرج کنند.







- یک قسمتی را پخش میکنیم که در آن بهرام رادان میرود روی سن و سیمرغ بلورین را دریافت میکند خیلی ها گفتند که بهرام رادان بی احترامی کرد به جشنواره و سیمرغش را روی زمین گذاشت و حرفهای تندی زد و حرمت جشنواره و سیمرغ را زیر سئوال برد.بهرام رادان که سیمرغ گرفت چرا اینقدر شدید اعتراض کرد همین هیئت داوران به شما سیمرغ داد .

بهرام رادان: من می خواهم نامه ای که بعدش نوشتم را بخوانم: متن نامه : آنچه مرا برای این داشت تاواضحات 22 بهمن ماه 85 را توضیح بدهم نامه ای بی نام و نشان بود که گویا از جشنواره برای برخی خبر گزاریها و جراید ارسال شده بود پس از خواندن متن عصبی و شتابزده نامه مصمم شدم تا برای روشن شدن افکار عمومی هم که شده شرح واقعه را بیان کنم هرکس که اثری خلق میکند دوست دارد که اثرش مورد قضاوت عادلانه قرار گیرد و در اکثر مواقع بعد از داوری کسانی جایزه نگرفته اند سر به عصیان بر میدارند و از این که جایزه نگرفته اند شکایت دارند زمانی که دیدیم فیلم سنتوری فقط در 2رشته نامزد دریافت جایزه شده است شگفت زده شدیم چرا که بر اساس گفته ی بسیاری از کارشناسان این فن سنتوری بهترین فیلم آقای مهرجویی است حالا اینکه چرا هیئت داوران نظر دیگری داشت بحث سلیقه است و این مقاله مجال آن نیست در خواست این جانب برای بازبینی فیلم در خلوتشان نه طعنه بود و نه کنایه در خواستی بوده که اگر در خلوت خود و بدون هیاهو سنتوری را ببینید آیا همچنان بر سر رأی خود هستید؟و آن را شایسته ی دریافت کاندید های بیشتر میدانید یا خیر آیا این توهین است و تشکیک در وجود رأی صادره توهین به حساب می آید .آنچه از باب گذاشتن سیمرغ روی زمین مطرح شد سخنی بود در باب بی احترامی به سیمرغ ،اولاً که من با مقدس کردن هر چیزی و شیئی و اسمی مخالفم و این را توهین به مقدسات واقعی می دانم در ثانی نمیخواستم موقع صحبت کردن سیمرغ را در آغوش بگیرم چون آن را متعلق به همه ی عوامل فیلم می دانستم از طرفی دیگر چون در کنار میکروفن میزی تعبیه نشده بود تا جایی برای جایزه ام پیدا بکنم.بعداز آنکه خسرو شکیبائی نازنین به هنگام رفتن روی سن آن را بوسید به این فکر کردم که سن برای اهل هنر مکان باارزشی است چون بزرگان و پیش کسوتان بزرگترین تواضعشان بوسیدن خاک صحنه بود قرار دادن جایزه روی فرش قرمز پهن شده روی سن نه تنها توهین نیست بلکه کاری است در باب احترام به ارزش گذاشتن به سیمرغ .گفتم که مهرجویی بزرگ بی نیاز جایزه است و برخی ناراحت شدند منظور من این بود که جایزه نیازمند مهرجویی است دوستان عزیز اعم از هیئت داوران و منتقدان میدانند که در این 7سالی که در خانه ی سینما هستم جزء هیچ فرقه ای و باند و گروهی نبوده و نخواهم بود همیشه مستقل فکر کردم حرف زدم و کار کردم .

-سئوالی می پرسم صادقانه بگویید به همه ی این قضایا بعد از این مسئله رسیدید یا از قبل میدانستید؟

بهرام رادان: از قبل میدانستم و بعدش هم به بیشتربه آن رسیدم .

بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي



-بهرام جان شما یکی از متفاوترین نقشهایت در «گیلانه» است چیزی که هم مورد توجه منتقدین قرار گرفت و هم خیلی تحسین بر انگیز بود می خواهم بدانم برای رسیدن به این نقش خاص چقدر سعی و تلاش کردی ؟

بهرام رادان: «گیلانه» فیلم من نبود فیلم خانم معتمد آریا بود و همانطور که از اسمش پیدا است فیلم رنجهای یک زن بود. من فقط در این تابلوی نقاشی حکم بک گراند ماجرا را داشتم حداکثر سعی من این بود که هرچقدر این بک گراند کمتر بتواند خودنمایی بکند می تواند بیشتر کمک بکند به بازیگر اصلی فیلم چون بعضی مواقع ،من خیلی به این ماجرا اعتقاد دارم که بعضی از فیلمها هستند که لزوماً فیلم کس دیگری هستند بقیه نقشها که در کنارش هستند دارند کمک میکنند که بهتر آن نقش دیده بشود یعنی وقتی که من زجرهای اسماعیل را بیشتر به تصویر میکشیدم این کمک را داشتم میکردم که نقش گیلانه بهتر دیده بشود که مادری که در سالن نشسته ببیند که این چه مادر زجر کشیده ای است که همچین بچه ای دارد ولی برای رسیدن به آن نقش کما اینکه از نظر سنی خیلی با من تفاوت داشت من یادم است که ما شاید 15جلسه تست گریم های متفاوت داشتیم خانم بنی اعتماد و معتمد آریا خیلی به من کمک کردند فردی بنام دکتر دبیری که ایشان چقدر به من کمک کردند یک جانباز شیمیایی بود به نام آقای عباس محمدی همه ی اینها دست به دست همدیگر دادند تا من بتوانم کاری را انجام بدهم .موقعی که ما برای این فیلم میرفتیم در خانه و آسایشگاه جانبازها.

- من میخواهم حست رو در خصوص نقشی که بازی کردی بیان کنی

بهرام رادان: حس غریبی است هشت ساله برای مملکت جنگیدی رفتی از ناموس و غیرتت دفاع بکنی الان گوشه ی بیمارستان افتادی هیچ کس حتی خانواده ی آنها هم به آنها سر نمی زنند .

-چندتا اسم میخواهم به شما بگویم شما نظرتان را بفرمایید.

بهرام رادان: بگذارید من هم راه آقای کیانیان راادامه بدهم .من میخواهم از شما چندتا اسم بپرسم.

-بفرمایید.

بهرام رادان: ببین رضا برنامه ای که الان مجری آن هستی برنامه ای است که الان نمونه ی آن در دنیا زیاد است .در مجری گری کسانی را داریم مثل لری کین و اپرا ویمپری .اینها هم مجریانی هستند که با بازیگرها سیاستمدارها و حتی لری کینگ دایره ی وسیع تری دارد با کسی که بچه اش را کشته صحبت میکند.یک فرقی است میان این دو نفر آن هم این است که لری کین تقریباً سالی 35میلیون دلار دست مزد میگیرد ولی ویمپری سالی 95 میلیون دلار تقریباً سه برابر دلیلش این است که لری کین میاد مینشیند صحبت میکند و مثل شما گاف نمیگیرد میدانید من ازکجای برنامه شماناراحت شدم از آن قسمتی که در برنامه ی باران راجع به ابراهیم حاتمی کیا صحبت کردید من خیلی ناراحت شدم خیلی کار بدی بود.



-من یک قسمتی از آن را می پذیرم اگر من بلند بلند نمیگفتم که آقای جهانگیر کوثری همچین حرفی زدند بهتر بود .

بهرام رادان: حالا فرق لری کینگ و اپرا ویمپری را اگر بخواهیم بدانیم بدین صورت است که فقط اپرا دارد 95 میلون دلار از abcمیگیرد اپرا مهمانهای خود را بزرگ میکند رضابیا سعی بکنیم در کارهایمان از لوله کش و راننده تاکسی گرفته تا من شما و رئیس جمهور در هر کاری که میکنیم بهترین باشیم اگر همه ی اینها فکر کنند که من یک تکلیفی دارم و میخواهم بهترین باشم چه شکلی میشود .رابرت پریش یک مونتور است در سینمای هالیوود این یکی از آن بچه هایی بود که دنبال چارلی چاپلین میدوید و ماهی 7 دلار حقوق میگرفت کتابی دارد که در آن نوشته که مدتها کار کرد در استودیو های مختلف و رفت رسید به دستیار مونتور و رسید به مونتاژ کار و از جان فورد که استاد مسلم سینما است خیلی چیزها یاد گرفت که میدانیم که ایشان رکورد دار اسکار است در تاریخ جهان است .4تا اسکار بهترین کارگردانی گرفته است رابرت پریش میگوید که سالها گذشت و من اسکار گرفتم ،رفتم دیدن جان فورد ،روی یک صندلی چرمی نشسته بود و گفت رابرت شنیدم اسکار گرفتی،گفتم بله قربان،برگشت گفت من 4تا گرفتم و گفت مجسمه ی اسکارت را میبری 25 سنت دو تا کوچه پایین تر می فروشی و 2تا لیوان قهوه میگیری رمز ماندگاری سیمرغ نیست ،رمز ماندگاری وارد شدن در دلهای مردم است .


بهرام رادن در برنامه ي شيشه ايي


نتايج نظر سنجي در مورد بهرام رادان:

244890نفر در نظر سنجی شرکت کرده اند. 6%ازمردم به دانش بازیگری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند . 20%از مردم به فیزیک ظاهری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رآی دادند . 16%از مردم به شانس حرفه ای آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند. 57% به هر سه مورد رآی دادند .

بهرام رادان: ممنونم از برنامه تان خدانگهدار.

-منو رها کن از این فکر تنهایی شب بخیر خدا نگهدار

برگفته شده از برنامه تلوزيوني شب شيشه اي . پخش از شبکه پنج تهران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:5  توسط الناز پریا نازنین   | 

رادان

نام : بهرام رادان

تاریخ تولد:  8 اردیبهشت 1358

او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما  چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده.و....

و حیوان خانگی او یک سگ است .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 17:27  توسط الناز پریا نازنین   | 

توفیق اجباری

      
توفیق اجباری
توفیق اجباری نام  موقت جدیدترین کار محمدحسین لطیفی است.

فهرست عوامل فیلم عبارتند از :

کارگردان : محمدحسین لطیفی

نویسنده : پیمان عباسی

مدیر فیلمبرداری : محمدرضا سکوت

طراح گریم : محسن بابایی

صدابردار : سیامک نیازی

طراح صحنه و لباس : محسن نوروزی

دستیار اول کارگردان و برنامه ریز :امیر لطفی

منشی صحنه :گلنوش انتظامی

عکاس: احمد احمدی

دستیار دوم کارگردان : امید راد

مدیر تدارکات : عباس شوقی

دستیار اول فیلمبردار :داود امیری

فیلمبردار پشت صحنه : مهدی صفاهانی

جانشین تولید : مجید یاسر

دستیار اول صحنه : حسین نانکلی

گروه فیلمبرداری :علی مهدوی ، علی حشمتی ، مهران ممدوح ، مهدی حسینی

دستیار صدابردار : حامد مختاری

دستیار صحنه : حجت آوینی

جامه دار : تهمینه طاهری

دستیار گریم : آرش فرد ، مهشید خرم آبادی ، ناصر آقاسی

تدارکات : محمود کریمی

پذیرایی :کاظم دولت آبادی ، صادق زمانی

حمل و نقل : حمیدرضا کمندی ، رضا جراجی

بازیگران : محمدرضاگلزار ، باران کوثری ، رضا عطاران ، نیوشا ضیغمی ، بهاره رهنما ،لیدا عباسی ، مجید یاسر، نعیمه نظام دوست و احمد مخبر پور

تهیه کننده : سید کمال طباطبایی

رضا عطاران، محمدحسین لطیفی و محمدرضا گلزار - توفیق اجباری

 

                            این مطلب را از وبلاگ www.sky-2007.blogfa.com گرفتیم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 13:21  توسط الناز پریا نازنین   | 

پارسا پیروزفر

پارسا پیروزفر

Piroozfar Parsa

......................................................

سمت اصلی: بازیگر

......................................................

بیوگرافی:

متولد 1351
فارغ التحصیل نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
پس از تجربیاتی در زمینه گرافیک و تصویرسازی، از سال 1370 در نمایش های عروسکی شرکت کرد و سپس به فعالیت در دوبله پرداخت.
از دیگر فعالیتهایش، شرکت در نمایشنامه های رادیویی است.
در نمایش بینوایان و بانو آئویی بازی کرده و در تعدادی نمایش ویژه کودکان به صورت نوار کاست نیز همکاری داشته است.
او تا به حال در سه فیلم از فیلمهای مسعود کیمیایی خوش درخشیده است: ضیافت ، مرسدس و اعتراض .
او اواسط آبان 1380 نمایش هنر را با بازی و کارگردانی خویش به روی صحنه برد.
سرانجام پس از ده سال، مزد زحماتش را برای بازی بسیار زیبایش در فیلم مهمان مامان از هشتمین جشن خانه سینما دریافت کرد.

......................................................

مجموعه آثار:

- مجسمه (ابراهيم وحيدزاده، 1371)
- پري (داريوش مهرجويي، 1372)
- ضيافت (مسعود كيميايي، 1374)
- مرسدس (مسعود كيميايي، 1376)
- شيدا (كمال تبريزي، 1377)
- دختران انتظار (رحمان رضايي، 1378)
- اعتراض (مسعود كيميايي، 1378)
- دختري بنام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)
- عروس خوشقدم (كاظم راست گفتار، 1381)
- وقت چيدن گردوها (ايرج امامي، 1381)
- اشك سرما (عزيزالله حميدنژاد، 1382)
- مهمان مامان (داريوش مهرجويي، 1382)
- زن زيادي (تهمينه ميلاني، 1383)
- نقاب (كاظم راست گفتار، 1383)
- ديروقت (اصغر نعيمي، 1383)

مجموعه هاي تلويزيوني:
- در پناه تو (مجموعه، حميد لبخنده، 74/1373)
- در قلب من (مجموعه، حميد لبخنده، 77/1376)
- سفر سبز (مجموعه، محمدحسين لطيفي، 1380)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم مهمان مامان - 1383
- برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم های آسیایی دهلی نو برای بازی در فیلم اشک سرما - 1384
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم مهمان مامان از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر - 1382
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:56  توسط الناز پریا نازنین   | 

شام عروسی

فیلم جدید و بسیار زیبای شام عروسی با کیفیت عالی


سي دي 1    سرور 1     سرور 2

سي دي 2    سرور 1     سرور 2

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 20:16  توسط الناز پریا نازنین   | 

برنامه شب شیشه ای با حضور بهرام رادان به همراه فایل صوتی این برنامه

                 

                             



                             

                             

دانلود فایل تصویری

قسمت اول     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

قسمت دوم     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس      لینک مستقیم

دانلود فایل صوتی

MP3  128

رپیدشیر     مگاآپلود     لینک مستقیم

WMA  64

دانلود

WMA  32

دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 17:59  توسط الناز پریا نازنین   | 

khosoosiyate golzar

مادرش خانه دار و پدرش نیز مهندس مکانیک میباشد

در کنکور در سه رشته مترجمی زبان٬مهندسی معدن و مهندسی مکانیک قبول شد

از همزمانی تولدش و آغاز بهار بسیار خوشحال است و این اولین همزمانی را برای خدش خوش یمن میداند

بازی خودش را در فیلم های بوتیک و آتش بس بیشتر از بقیه فیلم هایش دوست دارد

مارمولک را بهترین فیلمی میدونه که تا حالا دیده

اصلا اهل تلویزیون نیست و سریال های تلویزیونی را دنبال نمیکنه

به گفته خودش پدر و مادرش هیچ وقت نگذاشتند کمبودی را توی زندگی احساس کنه و هیچ وقت طعم فقر را نچشیده

پدر و مادرش و بعد هم بردیا را بهترین دوستان خودش میدونه

بودن در کنار بچه های کوچولو را دوست داره البته اگر برسام خواهرزاده کوچولوش باشه بیشتر لذت میبره

اولین دعاش در لحظه سال نو برای سلامتی خودش٬خانواده اش و بیمارانی که در بیمارستان بستری هستند

به فال و فالگیری اعتقاد نداره و همه این ها را سرگرمی میدونه

معمولا تولدهاش را خانوادگی میگیره و جشن عمومی برگزار نمیکنه

"به هرچی میخواستم رسیدم و از زندگیم رضایت کامل دارم"این حرف بارها در مصاحبه های او به چشم میخوره

ماشینش یک بنز سفید میباشد

در دوران مدرسه همیشه در درس ادبیات نمره بیست گرفته

مدیریت یک شرکت واردات و ساخت تجهیزات و لوازم اسکی با وی میباشد

در بچگی فکر میکرده که یه روزی حتما یک دندان پزشک میشه

به ایتالیا٬فرانسه٬انگلیس٬آلمان٬آمریکا و تقریبا تمامی کشورهای قاره اروپا سفر کرده است

به فریدون زندی علاقه دارد

در دوران کودکی عاشق اسباب بازی هایش بوده و هیچ گاه از آنها جدا نمیشده

عاشق شکلات است

بهترین هدیه تولدش را یک تابلوی نقاشی از صورتش که توسط یک هنرمند خردسال کشیده شده است میداند

مردم و هوادارانش را بسیار دوست دارد و به آنها احترام میگذارد

شهرتش را از لطف زیاد مردم نسبت به خودش میداند

در آن مدت یک سالی که در هیچ فیلمی بازی نکرد همه میگفتند ممنوع الفعالیت شده است ولی این مساله شایعه ای بی اساس بود

پسر کوچولوی ۹ ساله روشندل که در شیراز در طول مسابقه والیبال به زدن کیبورد پرداخته بود تاثیر زیادی روی او گذاشته و برای او طلب شفا از خداوند را خواستار است

فقط چهره اش نبود که کمک شایانی به او در صحنه سینما کرده بلکه استعداد ذاتی و خدادادی اش نیز در این زمینه تاثیر زیادی داشت

هیچ وقت وارد حاشیه نشده و همیشه به دور از این وادی میباشد

خاطرات بد خود را فقط مربوط به دیدار از خانه معلولین در رشت میدونه که از وضعیت و حرف های آنها بسیار متاثر شده است

بازی در سینما را به عنوان یک منبع درآمد نمیدونه

خواسته او همیشه از مردم اینه که با یک شاخه گل به دیدار کودکان بی سرپرست و به آسایشگاه ها سری بزنند

به تیم ملی فوتبال ایران بسیار علاقه مند است و حتی دوست داشت که بازیهای ایران در جام جهانی را از نزدیک ببینه

آلبوم غریبانه کویتی پور را دوست دارد و از علاقه مندان به صدای او میباشد

هیچ وقت دوست نداره برای زندگی کردن از ایران خارج بشه

معمولا تعطیلات آخر هفته به توچال و دیزین میره البته فقط زمستانها

وابستگی شدیدی به خانواده اش داره

هزینه موبایلش زمانی که در سفرهای خارجی باشه بسیار بیشتر از مواقع عادی میشه چون دایما با خانواده اش در تماسه

بدترین حادثه در طول عمرش را زلزله بم میدونه و هرگز اون را از یاد نمیبره

به کارتون سوپرمن در بچگی علاقه داشته

مدتی شایعه شده بود که استقلالیه شاید علت شایعه استقلالی بودنش به دوستی با فراز فاطمی برگرده

ماکارونی و قورمه سبزی را در بین غذاها ترجیح میده

چندی پیش برای مراسم چهارمین سالگرد تاسیس باشگاه هنرمندان دعوت شد و چند کلمه ای با مردم سخن گفت او مثل همیشه ساده و آرام در این جشن حضور پیدا کرد

پدرش در سالیان دور عضو تیم پاس بوده است به همین خاطر او یکی از طرفداران تیم پاس میباشد

به نگهداری از حیوانات علاقه ای ندارد

هیچ وقت تیم ملی فوتبال را تنها نگذاشته و همیشه حمایت خود را از این تیم اعلام نموده و بارها به دیدار اعضای تیم ملی رفته

رنگ سفید٬کرم٬مشکی را بیشتر از بقیه رنگ ها دوست دارد

بر خلاف اون چیزی که همه فکر میکنند اصلا مغرور نیست و خدش را نمیگیره

از بدلیجات اصلا استفاده نمیکنه

جلوی دوربین هرکسی برای عکس انداختن نمی ایسته

اصلا اهل مصاحبه نیست و خیلی کم پیش میاد رو در رو با روزنامه ای مصاحبه کنه ولی اهل روزنامه خوندن است

اغلب به نام رضا صدایش میزنند تا محمدرضا

زیاد برای خرید کردن بیرون نمیره و فقط از جاهای مشخص خرید میکنه

در رانندگی کردن تبحر و به ماشین bmwعلاقه زیادی داره

تا به حال در تلویزیون دیده نشده و فقط گاهی در تیزرهای فیلم های سینمایی اش

در هر فیلم در یک نقش جدید ظاهر میشه و سعی میکنه از کلیشه شدن دور باشه

تا به حال از کسی به عنوان الگوی خودش نام نبرده

عزیزترین فرد برای اون توی دنیا مادرشه و مادرش را خیلی دوست داره

اهل ریسک نیست و همه کارهاش را با فکر انجام میده

بی شک یکی از چهره های ماندگار سینما است و هرگز از یادها نخواهد رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 18:40  توسط الناز پریا نازنین   | 

والیبال

روز جمعه ساعت ۴ بعد از ظهر مسابقه والیبال هنرمندان با پیشکسوتان است . بیایید وبازی را از نزدیک تماشا کنید.

نشانی : فدراسیون والیبال ورزشگاه آزادی مصادف با ۴/۳/۸۶ ساعت ۴ بعد از ظهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 15:54  توسط الناز پریا نازنین   | 

پیروزی صبا باطری در جام باشگاه های آسیا با کسب مقام اول را به همه ورزشدوستان و ورزشگاران تبریک می گوییم 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:17  توسط الناز پریا نازنین   |